بنام خدا

      يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود در اون روزگارا كه پولي هم نبود ، نيازاي مردم  با مبادله كالا به كالا انجام مي شد ، چون همه كه نمي تونستن هم چيز رو تهيه كنن يكي شكارچي ماهري بود ، يكي در تهيه كالاي ديگه مهارت داشت ، آيا انسان به سختي روزگار مي گذراند و يا آسايشي نسبي داشت؟ خدا داند ولي يه چيز مشخصه انسانها هميشه تو فكر تغيير و پيشرفت بودن ، هستن و خواهند بود ، به تدريج بشر پي برد  اين روش دردسراي زيادي داره ، بلاخره كالاي واسطه اي به مفهومي كه امروز به نام  پول ميشناسيم  پيدا شد  ، ابتدا پول از كالاهايي تشكيل شد كه متقاضي بيشتري داشت ، و در هر منطقه اي كالا يا كالاهاي خاص خودش باب بود ، ولي خٌب برخي از اين كالاها حجم زيادي داشت و بعضي مشكلات ديگه كه باعث شد كم كم پول به سمت فلزات كم ياب و گرانبها متمايل بشه و سالها و سالها به همين منوال گذشت ،  تا زماني كه پول كاغذي و فلزات كم ارزش ( با اصطلاحي به نام پشتوانه كه اين كلمه امروزه در بسياري ممالك  مبهم است) وارد معاملات مردم شد و  از اينجا به بعد بود كه شكل و شمايل جديدي از تاراج دسترنج مردم و اختلاف طبقاتي دهشتناك كه در گذشته بدين صورت سابقه نداشت آشكار شد ،  تا حدي كه امروز افرادي ثروتشون از خراج چند كشور بيشتره و انسانهايي در اين جهان از گرسنگي به اجبار طمع مرگ را مي چشند.

         در آن "بسياري ممالك"  كشوري است به نام ايران كه همگي اونو دوست داريم ، "چو ايران نباشد تن من مباد" روزگاري نه چندان دور ارزش پول ايران از پول آمريكا به مراتب با ارزش تر بود و زماني مساوي و اكنون تو "خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل"   تا امروز ؟؟؟

      غارتي كه هم  در عرصه داخلي كشورها  و هم در صحنه بين المللي شاهد آن هستيم  ، يك مثال آشكار آن در صحنه بين الملل ، همين دلار روزي براي اينكه پول جهاني شود دولتمردان آمريكا متعهد شدند در مقابل هر35 دلار يك اونس طلا تحويل دهند و بين مردم جهان اين باور تقويت شد كه نگهداري و سرمايه گذاري دلار راحت تر و سودمند تر از طلا است همين شد كه سالها درآمريكا كاغذ چاپ شد و  طلا بود كه به آمريكا وارد ميشد تا جايي كه ظرف حدود 25 سال 70% طلاي دنيا در اين كشور ذخيره شد و به بركت همين كاغذ به اصطلاح پشتوانه دار، سرمايه داراني مهيب درآمريكا پديدارگرديد كه مالك  اكثر ثروت هاي جهان از معادن طلا گرفته تا سهام كارخانجات بزرگ و دست رنج مردم دنيا شدند و هيچ چشم اندازي هم كه قيمت طلا بالا رود وجود نداشت اما در جريان جنگ ويتنام ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا به صورت يكجانبه آن را لغو نمود به گونه اي كه قيمت يك اونس طلا ظرف يك هفته از 35 دلار به 2000 دلار رسيد ، البته بزودي قيمت آن متعادل تر شد و از آن به عنوان يزرگترين كلاه برداري تاريخ هم ياد ميشود و امروز با شيوه اي متفاوت مانند اوراقه قرضه اما با همان اصل آن را شاهديم ، شرح كامل اين ماجرا و اين كه چه دلايلي باعث شد دلار همچنان سلطه خود را كم و بيش حفظ نمايد ، سخني است بسيار طولاني كه در اين مبحث نمي گنجد.

       اما  ضرورتي به ذكر مثال براي عرصه داخلي كشورها نيست ، تك تك افراد كشور خودمان سالهاست كه با آن دست و پنجه نرم ميكنند ، اين را هم نبايد از نظردور داشت استفاده از پول (اسكناس و سكه) به شكل فعلي ، در مبادلات دنياي امروز  اجتناب ناپذير بود.

      پيشينه ظهور پول كاغذي بر مي گردد به سالها قبل كه حتي بعضي آن را به قبل از ميلاد ، مسبوق به سابقه مي دانند ، بدين صورت كه در برخي جوامع افرادي به دلايلي مانند دشواري درجابجايي ، پولشان كه شامل فلزات قيمتي بود را نزد اشخاصي معتمد به امانت گذاشته و در مقابل دست نوشته اي مي گرفتند كه گاهي اين اسناد در بازار دست به دست مي شد و در نهايت هر كدام كه آن را تحويل مي داد مسكوكات مشخص شده در قبض رسيد را دريافت مي نمود.

     ابتداي انتشار اسكناس به صورت امروزي ، پشتوانه آن بر همين منوال بود و تا مدتهاي مديدي  ادامه داشت و كم كم پشتوانه پول از فلزات گرانبها  به مواردي مانند تجارت ، توليد ناخالص ملي كشورها ، توريست  و ...  تغيير يافت  ،  پس از رواج  اسكناس  به تدريج اصطلاحات  ارز currency ، خريد و فروش ارز Exchange  به واژه اي  غالب در بين مردم جهان تبديل شد ، در كنار آن بين المللي شدن پول تعدادي معدود از كشورها و اختلاف ارزش واحد پولي ساير كشورها را شاهديم ،  از همه مهمتر درد و رنجي كه مردم بسياري كشورها  در اثر اختلاف منفي و كاهش برابري پول خود با برخي ارزها و ايجاد بي ثباتي در اقتصادشان متحمل مي شوند ، دير زماني نيست همه شاهديم كاهش ارزش پول مان در اين بحران اخير ارز چگونه  قدرت خريد مردم را كه در دستمزد حقوق بگيران و درآمد مشاغل آزاد خلاصه ميشود  به آساني كاهش داده و خود به دلايلي كه در ادامه بر شمرده خواهد شد به گونه اي زنجيره وار سبب بيكاري و تشديد اوضاع نامساعد مالي بسياري از هم وطنان  خواهد شد.

      شايد چندان نمايان نباشد اما اكثريت اصناف (لطفا دقت فرمائيد ، اكثريت اصناف نه همه آنها)  به ميزان حقوق بگيران  و حتي برخي بيشتر در جريان بحرانهاي اقتصادي كه نمونه ارزي آن را امسال شاهد بوديم متضرر ميشوند ، اينكه قدرت خريد حقوق بگيران در افزايش ناگهاني و غير عادي قيمتها كاهشي محسوس پيدا ميكند شكي نيست ، اما شايد بتوان با يقين اعلام داشت زيان ديده اصلي در اين بين بسياري از كسبه مستاجر هستند.

      متاسفانه باور عمومي هنوز تاثير پذير ازجمله معروف و غلط  " مغازه دارها كه ضرر نمي كنن زيرا يا آنها فوري روي قيمت كالاهاشون ميكشند يا اجناس كه گران شود سود آنها هم بيشتر ميشه پس درآمدشون كم نميشه كه هيچ بيشتر هم شده"  مي باشد.

       خيلي وقتتان را نمي گيرم و خلاصه با اشاره به بحران امسال ارز به دلايل ذيل اشاره ميكنم.

      

رونق كاذب :

   

    چند سالي قيمت دلار در محدوده 3 هزار تومان بود و بازاريك ثبات نسبي را تجربه ميكرد ، از سال قبل كه قيمت دلار سيرصعودي گرفت تا اواخر تابستان امسال ، بسياري از هم وطنان به تجربه بحرانهاي سالهاي قبل كه شاهد افزايش قيمت كالاها پس از افزايش نرخ ارز بودند به تدريج اگر پس اندازي داشتند و برخي هم با دريافت وام و قرض و...  به خريد  ارز ، طلا ، خودرو ، كالاهاي سرمايه اي خارجي و ايراني روي آوردند (نيازكاذب) در اين بين برخي چه خوب بر موج سوار شده و از اين بازار سود بردند.

 

ركود :

 

1    اكنون حسابهاي مردم كوچه و بازار و همان حقوق بگيران اگر وجهي هم داشته خالي شده

2   موعد اقساط وام هاي دريافتي رسيده

3   حتي افرادي كه جذب اين نياز كاذب نشده و كالايي خريداري ننمودند ، افزايش قيمت كالاها امكاني براي خريدهاي غير ضروري مردم نمي گذارد

      پس خانواده اي كه براي تامين وجه خريد اقلام ابتدايي و ضروري  سبد خانوار ، مشكل دارد هرگز به سمت خريد ساير اقلام هر چند هم مورد نياز باشد مانند پوشاك نمي رود چه رسد به اقلام غير ضروري.

      اكثر دوستاني كه با مفاهيم اقتصاد آشنايند به خوبي آگاهند موضوعي در اقتصاد مطرح است كه با هر خريد ، مبلغ آن گردشي چندين برابر در جامعه ايجاد ميكند كه منافع حاصل از آن در نهايت به همين خريدار هم مي رسد ، و ديگر اينكه اصطلاحاتي در علم اقتصاد به نام سياستهاي پولي انقباضي و انبساطي است كه در زمانهايي خاص توسط دولتها با شدت و ضعف هايي اعمال شده و باعث ركود و رونق در بازار ميشود كه منظور عرايضم به هيچ وجه اين نيست زيرا اين سياستها اين چنين خانمان برانداز ،  بازار را تحت تاثير قرار نمي دهد.

    به مثال فرضي زير براي فروشگاهي در يك شهرستان كه منصفانه با فروش پوشاك  امرا معاش ميكند توجه فرمائيد:

     پوشاك فروشي در شرايط عادي كه متوسط روزانه 10 عدد پيراهن با قيمت پنجاه هزار تومان با سود 10درصد فروش داشته ، سود ماهانه ميشود  1500.000 تومان ، اكنون اگر قيمت همان پيراهن  به يكصد هزارتومان افزايش يابد ، اما در شرايط ركود 2عدد متوسط فروش روزانه او شود  ،  سود ماهانه ميشود  600.000 تومان كه كمتر از نصف شده و گاها در شرايط ركود به دليل نبود مشتري ، با سود كمتر و يا حتي به قيمت خريد براي پاس كردن چك و غيره ، به اصطلاح عاميانه جنس رو رد ميكنن برود ،  و اين موارد معمولا از چشم اكثريت دور مي ماند.

     در اين بين هزينه هاي فروشگاه و مخارج خودش هم بيشترميشود و معمولا به دليل زمان ركود كه بسته به شرايط بيش از يكي دو سال ميباشد ، بسياري از مغازه هاي استيجاري به اجبار و به دليل ناتواني در پرداخت اجاره تخليه كه جدا از بيكاري تعدادي كارگر، خود مراحل پس از آن را تصور كنيد.

       موجرهم كه اكثرآنها تامين مخارج زندگيشان با دريافت همين اجاره تامين ميشود ، مانند سايرين  مخارج او هم افزايش يافته با مشكلاتي مواجه ميشود .

      و اما در ادامه كارگاههاي توليدي به دليل افت تقاضا به اجبار تعطيل شده و يا تعدادي از كارگران خود را اخراج مينمايند و بسياري تبعات ديگر كه شما سروران گرامي بيش از من مطلع هستيد.

      اثر كاهش تقاضا بر حمل و نقل بار و باربري  را نيز نبايد از نظر دور داشت و يا  بسياري مشاغل ديگر كه از چنين بحرانهايي تاثير پذيرفته و تا مدتها كه اوضاع به تدريج  به شرايط عادي بر گردد زنجيره وار به هم مرتبط و  ادامه خواهد داشت.

      در اينجا لازم به توضيح است بين خريد و نياز كاذب با خريدهاي معمول و مستمر تفاوت بسياراست. خريدهاي غير معقول مانند آنچه در بالا ياد شد بدليل هجوم براي خريد از بيم افزايش قيمت يا كم بود ، نه تنها  باعث گردش مالي در بازار نخواهد شد ، كه خود انگيزه ايست بر گراني بيشتر ،  به قول استاد سخن سعدي:

  رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود    رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود

      افزايش نرخ ارز با هر دليلي باشد ، آيا عامل ديگري غيرازهمين بحرانهاي ارزي ،  باعث بي ثباتي و مسبب چنين فراز و فرودهاي ويرانگري در بازار است؟ 

      رونق و ركودهايي كه هر چند سالي يكبار تكرار و هنوز چند صباحي نگذشته كه  مجدد بازار به آرامشي برسد دوباره با يك بحراني جديد آغاز ميشود و به اصطلاح همان آش و همان كاسه.

      راه حلي كه با لطف خدا به آن دست يافته ام  اگر مورد توجه بزرگان نظام قرار گيرد ، حداقل نتيجه آن ثبات نسبي در اقتصاد ايران خواهد بود ، با هر اتفاق سياسي و غيره ، به گونه اي كه طي فرايندي ارز  مهار شده و به شكل چشم گيري اثر نامطلوب آن بر بازار خنثي خواهد شد و مزايايي ديگر كه در نامه هاي ارسالي به دولت مشهود است و جالب اينكه به صراحت اعلام نمودم  مانند بسياري از طرح ها نيست كه آينده اي مبهم داشته باشد  و ارائه دهنده آن جهت اجرا ، تقاضاي پول و امكانات نموده و پس از چندي ثابت شود به بيراهه رفته .

    اين راه حل به گونه اي است كه  اگر بزرگان اقتصاد و كارشناسان مرتبط ، جزئيات آن را مطالعه نمايند پس از مدتي كوتاه به خوبي ميتوانند كارايي يا خلاف آن را از هم اكنون  تشخيص دهند.

 با آرزوي كاميابي و تندرستي

رضا طاهري نژاد  1397/10/19

 

 

    بازگشت به صفحه اصلي

 

 

-----------------